تبليغاتX
صفحه کهنه یادداشت های من... - جمعه
 
ترانه های زنده یاد فرهاد مهراد

جمعه

 

 

توی قاب خیس این پنجره ‌ها
عکسی از جمعه غمگین می ‌بینم
چه سياهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگین می ‌بینم
داره از ابر سیا خون می‌ چکه
جمعه‌ ها خون جای بارون می ‌چکه
نفسم در نمیاد

جمعه‌ ها سر نمیاد
کاش می ‌بستم چشامو

اين ازم بر نمیاد
داره از ابر سیا خون می‌ چکه
جمعه ‌ها خون جای بارون می ‌چکه
عمر جمعه به هزار سال می ‌رسه
جمعه ‌ها غم دیگه بی‌داد می‌ کنه
آدم از دست خودش خسته می ‌شه
با لبای بسته فرياد می‌كنه
داره از ابر سیا خون می‌ چکه
جمعه‌ ها خون جای بارون می ‌چکه
جمعه وقت رفتنه

موسم دل‌ کندنه
خنجر از پشت می ‌زنه اون كه همراه منه
داره از ابر سیا خون می‌ چکه
جمعه‌ ها خون جای بارون می‌ چکه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 18  توسط "بابک"