|
ترانه های زنده یاد فرهاد مهراد
|
کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد و با یاد کوه های پر برف قفقاز خود را سرگرم کند؟ یا تیغ تیز گرسنگی را با یاد سفره های رنگارنگ کُند کند؟ یا برهنه در برف دی ماه فرو غلتد و به آفتاب تموز بیاندیشد...!؟ نه، هیچکس! هیچکس چنین خطری را به چنان خاطره ای تاب نیاورد از آنکه خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آنها می افزاید
or cloy the hungry edge of the time
by bare imagination of a feast
or wallow naked in december snow
by thinking on fantastic summer's heat
شعر: ویلیام شکسپیر، از نمایشنامه ریچارد دوم
آهنگ :فرهاد
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 22 توسط "بابک"